قید

تنها

(تَ)
۱- (ص.) یگانه، بدون همراه و همدم.
۲- (ق.) فقط.

    تماماً

    (تَ مَ نْ) [ ع. ] (ق.) همه، همگی، کلاً جمعاً.

      تلفنی

      (~.) [ فر – فا. ]
      ۱- (ص نسب.) منسوب به تلفن: پیغام تلفنی.
      ۲- (ق.) با استفاده از تلفن، به وسیله تلفن.

        تعمداً

        (تَ عَ مُّ دَ نْ) [ ع. ] (ق.) آگاهانه، دانسته.

          تازان

          ۱ – (ص فا.) در حال تاختن.
          ۲- (ق.) به تاخت، باسرعت.

            تازگی

            (زِ)
            ۱- (حامص.) تازه بودن، نو.
            ۲- خرمی، طراوت.
            ۳- (ق.) جدیداً، اخیراً.

              تازه

              (زِ)
              ۱- (ص.) نو، جدید.
              ۲- مجازاً خرم، شاداب.
              ۳- بدیع.
              ۴- (ق.) اخیر، اخیراً. ؛~به دوران رسیده کنایه از: کسی که تازه به مقامی رسیده و خود را گم کرده، ندید بدید، نوکیسه.

                پیوسته

                (پِ وَ تَ یا تِ)
                ۱- (ص مف.) وصل شده، به هم بسته.
                ۲- مقرب، ندیم.
                ۳- (ق.) همیشه، مدام.

                  Scroll to Top