قید

سبک

(سَ بُ) [ په. ]
۱- (ص.) کم وزن.
۲- چست، چالاک.
۳- شخص بی وقار.۴ – مجرد.
۵- (ق.) زود، بی درنگ.
۶- سبکبال، بی غم.

    زیرچشمی

    (چَ) (ق.) نگاه کردن به حالتی که دیگران متوجه نشوند.

      زیر

      [ په. ] (ق.)
      ۱- پایین.
      ۲- صدای نازک. ؛~ بار رفتن کار یا وضع سختی را پذیرفتن. ؛~ پا گذاشتن بی اعتنایی کردن، اهمیت ندادن. ؛ ~ چیزی را زدن آن را انکار کردن. ؛~سیبلی رد کردن نادیده گرفتن.

        پیمایش به بالا