(بَ مِ) (ق.) علی رغم، برخلاف.
(بَ) (ق.) شایسته، سزاوار.
(بِ بِ) (ق.) حالتی است برای نگاه کردن و آن مستقیم و معنی دار به کسی یا چیزی نگاه کردن است.
(بَ. اِ) [ فا – ع. ] (ق.) کلاً، به تمامی.
(بَ دَ) (ق.) حاضر، آماده.
(بَ وَ نْ) [ ع. ] (ق.) در آغاز، در ابتدا.
(بِ تَ) [ فا – ع. ] (ق.) کم کم، بتدریج.
(بِ لْ عَ) [ ازع. ] (ق.) برعکس، به عکس.
(لِ) [ ع. ] (ق.) افزون، بیش.
(بِ لْ فَ) [ ازع. ] (ق.) فرضاً، از روی فرض.