قید

خصوصاً

(خُ صَ نْ) [ ع. ] (ق.) به طور خصوصی، علی الخصوص، به ویژه.

    خصمانه

    (خَ نِ) [ ع – فا. ] (ق مر.) از روی دشمنی، از روی خصومت.

      خاصه

      (صِّ) [ ع. خاصه ]
      ۱- (اِ.) خاص، ویژه.
      ۲- خویش و مقرب کسی.
      ۳- برگزیده قوم. ج. خواص.
      ۴- (ق.) مخصوصاً، به ویژه.

        حکماً

        (حُ مَ نْ) [ ع. ] (ق.) ظاهراً، به احتمال قوی.

          حقیقتاً

          (حَ قَ تَ نْ) [ ع. حقیقهً ] (ق.) به درستی، از روی حقیقت.

            حقاً

            (حَ قَّ نْ) [ ع. ] (ق.) به راستی و درستی.

              حسابی

              (~.) [ ع – فا. ]
              ۱- (ص نسب.) منسوب به حساب.
              ۲- (ص.) دارای نظام و اصول درست.
              ۳- (ق.) به طور کامل.

                پیمایش به بالا