(گَ) (ق.) بی خبر، ناگاه.
(ق.) بی خبر، بی موقع، ناگهان.
(گِ رِ) (ق.) ناگهان، بی خبر.
(اِ.) (عا.) منتهی درجه. ؛ تا ~ (ق.) تا آخرین درجه.
۱ – (ص فا.) ناز کننده. ۲- (ق.) نازکنان، در حال ناز کردن.
(ق.) ناگزیر، بیچاره.
(ق.) غیر منتظره، ناگهان.
(ق.) ناگاه، ناگهان.
(مُ وَ قَ تَنú) [ ع. ] (ق.) به طور موقت. مق دایمی، همیشگی.
(مِ بَ) [ ع. ] (ق.) پس از این، از این به بعد.