اسم

شکل

(شَ یا ش) [ ع. ] (اِ.)
۱- صورت، چهره.
۲- پیکر.
۳- نظیر، مانند.
۴- حالت، وضع، کیفیت.
۵- ترکیب و ساختار بیرونی چیزی.

    شکلات

    (شُ کُ) [ فر. ] (اِ.) خمیر نسبتاً سفت شده شکر و کاکائو و وانیل.

      شکله

      (ش لَ یا لِ) (اِ.) یک برش یا قاچ از هندوانه و مانند آن.

        شکست

        (ش کَ)
        ۱- (مص مر.) شکسته شدن، مغلوبیت.
        ۲- (اِمص.) زیان، خسارت.

          شکسته

          (ش کَ تِ)
          ۱- (ص مف.) خرد شده.
          ۲- مغلوب شده.
          ۳- آسیب دیده، خراب شده.
          ۴- پیر شده.
          ۵- (اِ.) سست، بی بنیه.
          ۶- نوعی خط که در آن بیشتر حروف متصل نوشته می‌شود.

            پیمایش به بالا