اسم

شانی

(اِ.) = شیانی: درم ده هفت که در قدیم رایج بود.

    شاه

    [ په. ] (اِ.)۱ – سلطان، فرمانروا.
    ۲- هر چیز مهم و بزرگ. ؛ ~رخ زدن کنایه از: الف – فرصت را غنیمت شمردن. ب – غلبه یافتن. ؛با ~پالوده نخوردن کنایه از: خود را برتر از دیگران پنداشتن.

      شاه بلوط

      (بَ) (اِمر.) درختی است بزرگ و زیبا و دارای برگ‌های بیضوی جزو دسته بلوط‌ها از رده دولپه‌ای‌های بی گلبرگ. گل‌های نر و ماده این گیاه بر روی یک درخت قرار دارند. قسمت مورد استفاده این درخت پوست و چوب و برگ و میوه آن است.

        شاه پسند

        (پَ سَ) (اِمر.) گیاهی است زیبا که سردسته تیره شاه پسندها است و جزو رده دولپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ است. ساقه این گیاه چارگوش و زاویه دار و برگ‌هایش بیضوی دراز با دندانه‌های عمیق است. گل‌هایش به رنگ‌های سفید و قرمز و بنفش و زرد و آبی و غیره دیده شده‌است.

          شامه

          (مِّ) [ ع. شامه ] (اِ.) یکی از حواس پنجگانه که بوی‌ها را درک می‌کند.

            شامی

            (اِ.) نوعی کباب مرکب از گوشت کوبیده و آرد نخودچی که در روغن سرخ کنند.

              شانتاژ

              [ فر. ] (اِ.) هوچیگری، تلاش برای شکست رقیب از راه سفسطه، تهدید به افشاگری، تهییج و تحریک شنوندگان و جلوگیری از مطرح شدن یا اثر گذاشتن سخنان رقیب.

                پیمایش به بالا