(اِ.) = شاماخ: ۱- جامه کوچکی که مردم در وقت کار کردن پوشند. ۲- سینه بند زنان، پیش بند.
[ ع. ] (اِفا.) ۱- شفا دهنده. ۲- راست، درست.
(اِ.) بز نر، تکه.
(اِ.) بیگار، کار بی مزد.
(کِ) [ ع. ] (اِفا.) شکرکننده، سپاسگزار، ج. شاکرین.
(مَ) (اِ.) نمدی که از پشم گوسفند یا کرک بز سازند.
[ ع. ] (اِفا.) شکایت کننده، گله کننده.
(گِ) (اِ.) کسی که نزد دیگری علم و ادب یا هنر آموزد.
(گِ نِ) (اِمر.) = شاگردانگی: پولی که به رسم انعام به شاگرد میدهند.
(اِ.) نوعی پارچه ساده یا گلدار که از پشم یا کرک بافند.