سیلک
[ انگ. ] (اِ.) حریر، ابریشم.
(لَ) [ فر. ] (اِ.)
۱- لولهای است استوانهای شکل که در موتور اتومبیل تعبیه شده، در داخل سیلندر پیستون حرکت میکند و گاز موجود در سیلندر را به سمت ته سیلندر – که در اصطلاح سرسیلندر گویند – میراند و در آن متراکم میکند.
۲- نوعی کلاه استوانهای دراز که با لباس رسمی میپوشند.
(اِ.) ضربهای که به وسیله کف دست به چهره کسی زنند؛ تپانچه. ؛ با ~ صورت خود را سرخ نگه داشتن کنایه از: در عین تنگدستی آبروداری کردن، به ظاهر خود را بی نیاز جلوه دادن.
[ فر – انگ. ] (اِ.) امواج الکتریکی یا الکترومغناطیسی که برای جابه جایی اطلاعات استفاده میشود، نشانک. (فره).