اسم

سیانور

[ فر. ] (اِ.) نمک اسید سیانیدریک، سمی است خطرناک که برای ساختن مواد حشره کش و نیز در آبکاری برقی به کار می‌رود.

    سیاه

    [ په. ]
    ۱- (ص.) آن چه به رنگ زغال است. متضاد سفید.
    ۲- تیره، تاریک.
    ۳- (اِ.) رنگ زغال.
    ۴- کسی که پوستش سیاه باشد، سیاه پوست.
    ۵- حبشی.
    ۶- شوم، بدیمن. ؛ ~بازار بازاری که در آن قیمت اشیا را بیش از قیمت اصلی و رسمی خرید و فروش کنند.

      سیاه پوست

      (اِمر.) هر یک از افراد یکی از چهار گروه بزرگ نژادهای انسانی، بومی قاره آفریقا که پوستی تیره، موهای مجعد و لب‌های کلفت برآمده دارند.

        سیاه پوش

        ۱ – (ص فا.) کنایه از: سوگوار.
        ۲- (اِ.) شبگرد، عسس.

          سیاه چادر

          (دُ) (اِمر.) چادر سیاه، خیمه‌هایی تیره رنگ که صحرانشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا می‌کنند. سیاه خیمه و سیاه خانه نیز می‌گویند.

            سیاه درخت

            (دِ رَ) (اِمر.)
            ۱- درختچه‌ای از تیره عناب‌ها که برگ‌هایش در شاخه‌های جوان متقابل و دندانه دار است. گل‌هایش خوشه‌ای و به رنگ زرد مایل به سبز است. میوه این گیاه به بزرگی یک نخود و طعمش تلخ و نامطبوع است. از میوه آن شیره‌ای به نام شیره نرپرن می‌گیرند که مسهلی است قوی.
            ۲- درختی که میوه دهد؛ بارور.

              سیالخ

              (سَ لِ) (اِ.)
              ۱- خارخسک.
              ۲- خارخسک مانندی سه پهلو که از آهن می‌سازند و بر سر راه دشمن و اطراف قلعه‌ها می‌ریختند.

                پیمایش به بالا