اسم

نوه

(نَ وِ) (اِ.) فرزندزاده، نبیره.

    نوشته

    (نِ وِ تِ)
    ۱- (اِمف.) تحریر شده.
    ۲- (اِ.) نامه، مراسله.
    ۳- رسید، سند.

      نوع

      (نُ) [ ع. ] (اِ.) گونه، قسم. ج. انواع.

        نوغان

        (نُ) (اِ.) تخم کرم ابریشم یا خود کرم.

          نوف

          (نَ یا نُ) [ ع. ] (اِ.) کوهان بلند (شتر). ج. انواف.

            نوف

            (اِ.) پژواک، صدایی که از کوه برمی گردد.

              نوفه

              (فِ) (اِ.) شور و غوغا، بانگ و فریاد.

                پیمایش به بالا