سقرگه
(سَ قَ گَ) [ ع. فا ] (اِمر.) دوزخ، جهنم.
(سَ یا س قْ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بچه نارس یا مرده که پیش از فرا رسیدن هنگام ولادت از شکم مادر خارج شود.
۲- برف.
۳- شبنم.
(~.) (اِمر.)
۱- پودر سفیدی که زنان به صورت خود مالند.
۲- گرد سفیدی که از بعضی مواد گرفته میشود و در نقاشی مورد استفاده قرار میگیرد.
(س دَ) (اِ.)
۱- نوعی بیماری قارچی که در آغاز لکههای کوچک سفیدی به طور پراکنده روی برگ به وجود میآید و تدریجاً تمام برگ و گاه سطح ساقه گیاه را میپوشاند.
۲- دانههای بسیار ریز سفیدی که بر روی چیزی ظاهر میشود.
(س یا سَ دِ یا دَ) (اِ.) ماده پروتئیدی لزج آب مانند حول زرده تخم که بر اثر حرارت منع قد و سفید رنگ میشود، اسپیده.