اسم

سقز

(سَ قِّ) (اِ.) صمغ، صمغ درخت.

    سقط

    (سَ یا س قْ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بچه نارس یا مرده که پیش از فرا رسیدن هنگام ولادت از شکم مادر خارج شود.
    ۲- برف.
    ۳- شبنم.

      سقط

      (سَ قَ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) خطا.
      ۲- کالای پست.
      ۳- (اِمص.) رسوایی، فضیحت.

        سفوف

        (سَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- آرد بیخته.
        ۲- هر داروی کوبیده که خشک مصرف کنند.

          سفیداب

          (~.) (اِمر.)
          ۱- پودر سفیدی که زنان به صورت خود مالند.
          ۲- گرد سفیدی که از بعضی مواد گرفته می‌شود و در نقاشی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

            سفیدک

            (س دَ) (اِ.)
            ۱- نوعی بیماری قارچی که در آغاز لکه‌های کوچک سفیدی به طور پراکنده روی برگ به وجود می‌آید و تدریجاً تمام برگ و گاه سطح ساقه گیاه را می‌پوشاند.
            ۲- دانه‌های بسیار ریز سفیدی که بر روی چیزی ظاهر می‌شود.

              سفیده

              (س یا سَ دِ یا دَ) (اِ.) ماده پروتئیدی لزج آب مانند حول زرده تخم که بر اثر حرارت منع قد و سفید رنگ می‌شود، اسپیده.

                سفیر

                (سَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- فرستاده.
                ۲- میانجی.
                ۳- نماینده یک دولت در کشور دیگر.

                  پیمایش به بالا