اسم

سرپایان

(سَ) (اِمر.)
۱- عمامه، دستار.
۲- کلاهخود، خود.
۳- کلاهی نرم که زیر کلاهخود بر سر می‌نهادند تا خود سر را آزار نکند.
۴- شمله و علاقه دستار و مغفر.

    سرب

    (سَ رَ) [ ع. ] (اِ.) راه زیرزمینی.

      سرایت

      (سَ یَ) [ ع. سرایه ]
      ۱- (مص ل.) اثر کردن.
      ۲- (اِمص.) اثر، تأثیر.
      ۳- انتقال بیماری به دیگری.

        سرایش

        (سَ یا سُ یِ)
        ۱- (اِمص.) سرودن.
        ۲- (اِ.) نغمه، سرود.

          سرایه

          (سَ یَ یا یِ)
          ۱- (اِمص.) سرودن.
          ۲- (اِ.) آواز دسته جمعی، کُر.

            سرآب

            (~.) (اِمر.)
            ۱- سرچشمه.
            ۲- جایی که آب از رودخانه به جوی می‌آید.

              سرب

              (س) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- گله آهو، دسته پرندگان.
              ۲- دل، قلب.

                پیمایش به بالا