اسم

سپهر

(س پِ) [ په. ] (اِ.)
۱- آسمان.
۲- فلک.

    سپر

    (س پَ) [ په. ] (اِ.) ابزاری جنگی از جنس فلز یا چرم که برای سالم ماندن از ضربات شمشیر و نیزه از آن استفاده می‌کردند. ؛ ~ بلای کسی شدن کنایه از: خطر یا دشواری مربوط به او را پذیرفتن.

      سپرک

      (س پَ رَ) (اِ.) زریر، گیاهی است زرد رنگ که از آن برای رنگ کردن جامه استفاده می‌کنند.

        سپریغ

        (سَ یا سُ پَ) (اِ.)
        ۱- خوشه انگور و خرما.
        ۲- غوره، خوشه نارسیده انگور.

          سپک تاکرا

          (س پَ) [ انگ از مالایایی و تایلندی. ] (اِ.) = سپک تکرا: ورزشی شبیه والیبال با ارتفاع تور کمتر و مقررات ویژه خود. در این ورزش بازیکنان اجازه ضربه زدن به توپ با تمامی اعضای بدن غیر از دست‌ها را دارند.

            پیمایش به بالا