اسم

نوایب

(نَ یِ) [ ع. نوائب ] (اِ.) جِ نائبه ؛ پیش – آمدها، حوادث.

    نوباوه

    (نُ وِ) (اِمر.)
    ۱- نو پدید آمده، نو رسیده.
    ۲- کودک، نوزاد. ج. نوباوگان.

      نوبت

      (~.) (اِ.) نقاره، طبل بسیار بزرگی که در ساعات معین از شبانه روز می‌نواختند.

        نوبت

        (نُ بَ) [ ع. نوبه ] (اِ.)
        ۱- بار، دفعه، کرت. ج. نوب.
        ۲- وقت، هنگام.۳ – خیمه، خیمه پاسبانی.
        ۴- پاس، نگهبانی.
        ۵- هر کاری که به طور متناوب انجام شود.

          نوبر

          (نُ بَ) (اِمر.)
          ۱- میوه نورس.
          ۲- هرچیز که تازه پدید آمده.

            نوبه

            (نُ بِ) [ ع. نوبه ] (اِ.)
            ۱- نوبت.
            ۲- تب کردن یک روز در میان یا چند روز در میان.

              پیمایش به بالا