اسم

ساحره

(حِ رِ یا رَ) [ ع. ساحره ] (اِفا.) مؤنث ساحر. زن جادوگر. ج. ساحرات، سواحر.

    سا

    (اِ.) نوعی پارچه لطیف گرانبها.

      ساباط

      [ ع. ] (اِ.) سایبان، دالان سر پوشیده.

        سابح

        (بِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- شناکننده، شناور.
        ۲- تندرونده، تندرو. ج. سابحات

          سابحه

          (بِ حَ یا حِ) [ ع. سابحه ] (اِفا.) مؤنث سابح ؛
          ۱- شناور، شناکننده،
          ۲- کشتی،
          ۳- ستاره ؛ ج. سابحات، سوابح.

            سابرقان

            (بُ) [ معر. ] (اِ.) آهن سخت و خشک. شابرقان و شابورقان نیز گویند.

              پیمایش به بالا