اسم

نواسه

(نَ س) (اِ.) نبیسه، نبسه ؛ نبیره، فرزندزاده، دخترزاده.

    نو

    (نَ یا نُ) (اِمص.)
    ۱- ناله.
    ۲- جنبش، حرکت.
    ۳- لرزه، لرزش.

      نوا

      (نَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- نغمه، سرود.
      ۲- مال، دارایی.
      ۳- نام مقامی از دوازده مقام موسیقی.
      ۴- گرو، گروگان.
      ۵- رونق.

        نواب

        (نَ وّ) [ ع. ]
        ۱- (ص.) بسیار نیابت کننده.
        ۲- (اِ.) عنوانی که در زمان صفویه و قاجار به شاهزادگان اطلاق می‌شد.

          نواب

          (نُ وّ) [ ع. ] (اِ.) ج. نائب ؛ وکیل‌ها، گماشتگان.

            نواجد

            (نَ جِ) [ ع. ] (اِ.) دندان‌های پس از دندان نیش.

              نواحی

              (نَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ناحیه.
              ۱- کناره‌ها، کرانه‌ها.
              ۲- اطراف شهر و ده.
              ۳- حدود یک خط، حوزه.

                نوادر

                (نَ دِ) [ ع. ] (اِ.) جِ نادره ؛ چیزهای کمیاب و نادر.

                  پیمایش به بالا