اسم

ژغند

(ژَ غَ) (اِ.) غرش جانوران درنده هنگام شکار.

    ژفک

    (ژَ فْ) (اِ.) آب و چرک گوشه‌های چشم خواه تر باشد خواه خشک.

      ژخ

      (ژَ) (اِ.) ناله، آواز حزین.

        ژد

        (ژِ) (اِ.) صمغ، چیزی چسبنده که از ساق درخت برآید.

          ژرژت

          (ژُ ژِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی پارچه کرپ نازک و ریزبافت با سطح زبر.

            ژرسه

            (ژِ س) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- نوعی پارچه نایلونی نازک.
            ۲- نیم تنه بافته از نخ.

              ژاکوبنیسم

              (بْ) [ فر. ] (اِ.) برگرفته از نام جنبشی افراطی در دوران انقلاب فرانسه به رهبری روپسپیر و اعضای «کلوپ ژاکوبن» که هدف‌های انقلابی را به هر قیمتی و به دور از هر گونه سازش گری دنبال می‌کردند. بعدها رفته رفته این کلمه اصطلاحی شد برای جنبش‌های انقلابی و سازش ناپذیر.

                ژرمن

                (ژِ مَ) [ فر. ] (اِ.) نژاد مردم آلمان یا هر یک از مردم آن.

                  پیمایش به بالا