زیب
(اِ.) آرایش، زینت.
[ از انگ. ] (اِ.) وسیلهای است که برای به هم پیوستن دو لبه پارچه، چرم، مشماع، جیر و… به لباس، چمدان، ساک و… میدوزند. این وسیله متشکل از دو نوار باریک از جنس پارچه محکم است که از یک قاعده به یکدیگر وصلند و در طول آنها یک ردیف دندانه منظم فلزی یا پلاستیکی قرار دارد. برای بستن زیپ، زایده کوچکی را که در محل اتصال دو نوار قرار دارد، بالا میکشند تا دندانهها در هم فرو روند.
(زَ یا زِ) [ ع. ] (اِ.) درختی است با تنه ناصاف و دارای شکافهای مشخص، ولی در گیاهان جوان صاف و رنگی مایل به سبز دارد. میوه این درخت سبز و گوشت دار شبیه به آلوچهاست که روغن فراوان دارد و ملین است. ؛ ~پرورده میوه زیتون که هسته آن را درآورده و داخل آن را از دانههای خشک شده انار ترش و گردوی کوبیده پر کرده باشند.
[ ع. ] (اِ.) گیاهی است پایا از تیره نعناعیان که به حالت خودرو میروید. ریشه اش ض خیم و منشعب و ساقههایش نسبتاً چوبی و برگهایش کوچک و متقابل و نوک تیز و بسیار معطر میباشد. گلهایش زیبا و معطر است. اسانس این گیاه مشابه اسانس نعناع است و مصرف طبی دارد.
(اِ.) نوعی شیرینی است که برای تهیه آن نشاسته و ماست را مخلوط کنند و سپس در شربت، شکر، آب و گلاب قرار میدهند.
[ انگ. ] (اِ.) نوعی عدسی با فاصله کانونی متغیر. ؛~ کردن الف – تغییر دادن فاصله کانونی عدسی زوم برای تطبیق با موضوع مورد نظر عکاس یا فیلمبردار. ب – (مجازاً) خیره شدن، با توجه نگاه کردن در چیزی.
(زُ) (اِ.) بیماری پوستی که عامل ویروس آبله مرغان است که به صورت تاولها یا دانههایی در امتداد یک عصب پوستی پدیدار میشود و با درد زیادی همراه است.