زندان
(زِ) [ په. ] (اِ.) جایی برای نگهداری گناهکاران.
(زَ رِ) (اِ.)
۱- رشته، هر چیز شبیه به زنجیر.
۲- چرخه ؛ مجموع فرایندهای مرتبط با هم.
۳- شیارهای لبه سکه.
(زَ رَ) (اِمصغ.)۱ – زنبور کوچک.
۲- نوعی توپ کوچک که در زمان صفویه و قاجاریه به شتر میبستند.
۳- کمانی آهنین و نوک تیز.
(زَ رَ یا رِ) (اِ.)
۱- نوعی زنبور سیاه بزرگ.
۲- نوعی توپ کوچک، زنبورک کمانی آهنین و نوک تیز، زنبورک.
۳- سازی است که صدای آن شبیه صدای زنبور است و آن چوبی بود که بر دو سر آن دو کدو نصب میکردند و دو تار بر آن بسته مینواختند (بیشتر در هند)؛ کنگری.
۴- کنایه از: گروه بسیار، مردم انبوه.