(نِ هَ دَ رِ) (اِمر.) نهان خانه، مخزن.
(نَ یا نِ هَ) (اِ.) بالن، نوعی ماهی بسیار بزرگ دریایی.
(نُ) (اِ.) ۱- چشم، نگاه. ۲- منظر.
(نَ) [ ع. ] (اِ.) جوی، رودخانه. ج. انهار، نهور.
(نَ رِ) (اِ.) ابزاری که با آن دوغ را بزنند تا کره را از دوغ جدا کنند.
(نُ زَ) [ ع. نهزه ] (اِ.) ۱- فرصت. ۲- صید. ج. نهز.
(نَ شَ) (اِ.) ۱- شقاقل. ۲- گرگ. ۳- پیر، پیری که به رعشه و لرزه افتاده باشد.
(نَ لَ یا لِ) [ مغ. ¿ ] (اِ.) نوعی مالیات یا عوارض (ایلخانان).
(~.)(اِمر.) شکارگاه، کمینگاه صیاد.
(نِ) (اِ.) تُشک، بستر.