(زَ عْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) به عهده گرفتن. ۲- (اِمص.) کفالت.
(زَ یا زِ یا زُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) گمان بردن. ۲- (اِ.) گمان.
(~.) (اِ.) سختی و محنت.
(~.) (اِ.) فریاد و فغان.
(~.) (اِ.) سرخاب ؛ غازه، گلگونه.
(~.) (اِ.) ۱- ارزن. ۲- نانی که از ارزن پزند.
(زَ) (اِ.) شاخه درخت انگور.
(زُ) (اِ.) چوب سوخته که پیش از خاکستر شدن آن را خاموش کنند.
(~.) (اِ.) گله اسب.
(زَ) [ په. ] (اِ.) سولفات ارسنیک، جسمی است معدنی مرکب از گوگرد و ارسنیک.