اسم

زر

(زَ) (اِ.) فلزی زردرنگ و گران قیمت که برای ساختن زیورآلات و سکه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    زر ورق

    (زَ وَ رَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) کاغذ زردرنگ و نازکی که به صورت ورقه زر برای بسته – بندی و تزیین یا زرکوبی جلد کتاب سازند. ؛لای ~ بزرگ شدن در ناز و نعمت پرورش یافتن.

      زراب

      (~.) (اِ.) کنایه از: شراب زرد رنگ.

        زرافشان

        (زَ. اَ)
        ۱- (ص مف.) چیزی که ریزه زر یا گردِ زر بر آن افشانده باشند.
        ۲- (اِمص.) شاباش، نثار کردن زر و سیم.

          زخمه

          (زَ مِ) (اِ.) مضراب، آلت کوچکی که به وسیله آن سازهای سیمی رامی نوازند.

            پیمایش به بالا