اسم

ریگ

(اِ.) سنگریزه، شن. ؛ ~ در روغن کردن
۱- کار باطل کردن.
۲- چیزی یا کاری را خراب کردن. ؛ ~ توی کفش داشتن کنایه از: دنبال غرض خاصی بودن، نقشه مخفیانه‌ای داشتن.

    ریل

    (رَ یا رِ) [ انگ. ] (اِ.) هر یک از تیرهای آهنی که در مسیر راه آهن روی زمین کار گذارند تا واگن از روی آن حرکت کند.

      ریم

      (رِ) [ په. ] (اِ.) چرک، عفونت.

        ریم آهن

        (~. هَ) (اِمر.) آن چه که از آهن پس از ذوب در کوره باقی می‌ماند یا به هنگام پتک زدن از آن فرو می‌ریزد.

          ریمل

          (مِ) [ فر. ] (اِ.) نام تجاری ماده‌ای که با آن مژه‌ها را آرایش می‌کنند.

            پیمایش به بالا