ریغ
(اِ.) دامن کوه، صحرا.
(اِ.) سنگریزه، شن. ؛ ~ در روغن کردن
۱- کار باطل کردن.
۲- چیزی یا کاری را خراب کردن. ؛ ~ توی کفش داشتن کنایه از: دنبال غرض خاصی بودن، نقشه مخفیانهای داشتن.
(رَ یا رِ) [ انگ. ] (اِ.) هر یک از تیرهای آهنی که در مسیر راه آهن روی زمین کار گذارند تا واگن از روی آن حرکت کند.
(~. هَ) (اِمر.) آن چه که از آهن پس از ذوب در کوره باقی میماند یا به هنگام پتک زدن از آن فرو میریزد.