ریح
(رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- باد.
۲- نسیم.
۳- دردی که در شکم یا پیوندگاه اندام بروز کند.
(رَ یا رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هر گیاه خوشبو، اسپرغم.
۲- از سبزیهای خوردنی با ساقه نازک و برگهای پهن.
(رِ دَ) [ په . ] (اِ.)
۱- پسر جوان امرد، بی ریش.
۲- غلامی که در دربار شاهان و بزرگان به خدمت مشغول بودند.
(بُ زُ) [ فر. ] (اِ.) اندامک درون یاختهای که عمدتاً از رِنا (RNA) تشکیل شده و جایگاه سنتز پروتئین است، رِناتن. (فره).