نمل
(نَ) [ ع. ] (اِ.) مورچه. ج. نمال.
(نَ نَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) نقش کردن.
۲- زینت دادن.
۳- (اِ.) در فارسی منجوقهای ریزریز که به وسیله آنها قاب قرآن و سرمه دان و جای مهر نماز و غیره را تزیین میکردند.
(نُ یا نَ) [ په. ]
۱- (ص فا.) پدیدار، هویدا.
۲- (اِ.) جدولی که مقدار صعود و نزول چیزی را نشان دهد.