اسم

رزمه

(رَ مِ) [ ع. رزمه ] (اِ.) بقچه لباس.

    رزمی

    (رَ)
    ۱- (ص نسب.) جنگجوی.
    ۲- (اِ.) نام عمومی نوعی ورزش شامل، کاراته، تکواندو، کونک فو.

      رزنانس

      (رِ زُ نّ) [ فر. ] (اِ.) طنین اندازی، انعکاس صوت و تموج آن.

        رزه

        (رَ زِ) (اِ.) حلقه‌ای که برای قفل کردن در، قفل را از آن رد کنند.

          رزیدنت

          (رِ دِ) [ انگ. ] (اِ.) پزشکی که مشغول گذراندن دوره تخصصی است، دستیار.

            رزیستانس

            (رِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- مقاومت، پایداری.
            ۲- مقاومت جسم هادی الکتریک در برابر جریان برق.

              رزین

              (رِ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- صمغ، سقز.
              ۲- روکش چرخ بعضی وسایل نقلیه موتوری.

                پیمایش به بالا