اسم

دوحه

(دَ حِ) [ ع. دوحه ] (اِ.) درخت بزرگ و پرشاخه.

    دود

    [ په. ] (اِ.) جسمی تیره و بخاری شکل و شبیه ابر که به سبب سوخت اشیاء پدید آید و به هوا رود. ؛ ~از بینی برآمدن کنایه از: غمگین شدن، خشمگین شدن. ؛~ از کنده بلند شدن کنایه از: از ریشه مایه گرفتن، از اصل بزرگتر سرچشمه گرفتن

      دوبل

      (دَ یا دُ بَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- خوک نر.
      ۲- خر کوچک اندام.

        دوبلاژ

        [ فر. ] (اِ.) برگرداندن مکالمه فیلم از زبانی به زبانی دیگر.

          دوام

          (دَ) [ ع. ] (اِمص.)
          ۱- پایداری، ثبات.
          ۲- استمرار، همیشگی.

            دواهی

            (دَ) [ ع. ] (اِ.)جِ داهیه.
            ۱- کارهای سخت، امور عظیم.
            ۲- بلاها.

              پیمایش به بالا