اسم

نقاوه

(نُ وَ یا وِ) [ ع. نقاوه ] (اِ.) برگزیده، منتخب.

    نقایص

    (نَ یِ) [ ع. نقائص ] (اِ.) جِ نقیصه ؛ کاستی‌ها، عیب‌ها.

      نقب

      (نَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- (مص م.) سوراخ کردن.
      ۲- (اِ.) سوراخ و راه باریک در زیر زمین.

        نقد

        (نَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی.
        ۲- پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه.
        ۳- (اِ.) سکه فلزی، پول رایج.

          نقده

          (نَ دِ یا دَ) [ ازع. ] (اِ.) گل و بوته‌ای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقره‌ای روی پارچه‌های گرانبها می‌انداختند، نوعی رشته فلزی نوار مانند وبسیار باریک از نوع گلابتون و سایر رشته‌های درخشان و زینتی که در یراق بافی و علاقه بندی و غیره به کار می‌رود.

            نقاره

            (نَ رِ) [ ع. نقاره ] (اِ.) نوعی طبل کوچک دوتایی که با دو چوب باریک نواخته می‌شود.

              نفوذ

              (نُ) [ ع. ] (اِ.) اثر کردن در چیزی، داخل شدن در چیزی.

                نفور

                (نُ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) رمیدن، دور شدن.
                ۲- حرکت کردن حاجیان از منی به سوی مکه. ؛ روز (یوم) ~ روز ۱۲ ذیحجه که حاجیان از منی به سوی مکه حرکت کنند.
                ۳- (اِمص.) رمیدگی.

                  پیمایش به بالا