نقاوه
(نُ وَ یا وِ) [ ع. نقاوه ] (اِ.) برگزیده، منتخب.
(نَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی.
۲- پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه.
۳- (اِ.) سکه فلزی، پول رایج.
(نَ دِ یا دَ) [ ازع. ] (اِ.) گل و بوتهای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقرهای روی پارچههای گرانبها میانداختند، نوعی رشته فلزی نوار مانند وبسیار باریک از نوع گلابتون و سایر رشتههای درخشان و زینتی که در یراق بافی و علاقه بندی و غیره به کار میرود.
(نُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) رمیدن، دور شدن.
۲- حرکت کردن حاجیان از منی به سوی مکه. ؛ روز (یوم) ~ روز ۱۲ ذیحجه که حاجیان از منی به سوی مکه حرکت کنند.
۳- (اِمص.) رمیدگی.