اسم

دگنگ

(دَ گَ نَ) (اِ.) نوعی چماق زرین که در زمان صفویه و قاجاریه، مأمورین تشریفات به دست می‌گرفتند.

    دل

    (دَ لّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.)ناز کردن.
    ۲- (اِ.) ناز، کرشمه.
    ۳- روش نیکو، سیرت نیک.

      دکل

      (دَ کَ) (اِ.)
      ۱- تیر بلندی در عرشه کشتی که بادبان را بر آن نصب کنند.
      ۲- تیر بلند فلزی یا چوبی برای نگه داشتن چیزی در ارتفاع.

        دکلمه

        (دِ لَ مِ) [ فر. ] (اِ.) خواندن مطلبی با صدایی بلند و حالتی تأثیرگذار.

          دکه

          (دَ ک ِّ یا ک َّ) (اِ.) بز کوهی، تکه.

            دکه

            (~.) [ ع. دکه ]
            ۱- دکان کوچک.
            ۲- از ادات تمسخر و توهین.

              دکوپاژ

              (دِ کُ) [ فر. ] (اِمص.) بخش بندی نماهای یک فیلمنامه و ذکر جزییات فنی فیلم.

                دکور

                (دِ کُ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- مجموعه اشیاء و اثاثیه در صحنه نمایش و مانند آن.
                ۲- مجموعه وسایل و اثاثیه خانه.

                  دکوراسیون

                  (دِ کُ یُ) [ فر. ] (اِ.)
                  ۱- عمل تزیین ص حنه نمایش یا سینما.
                  ۲- منظره یک صحنه.

                    دگش

                    (دَ گِ) [ تر. ] (اِ.) عوض کردن.

                      پیمایش به بالا