اسم

دبیب

(دَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) خزیدن، به نرمی رفتن.
۲- (اِ.) هر چیزی که آن را نرم کوفته باشند.
۳- هوام ریز که در آب پرواز کند.

    دبیت

    (دَ) (اِ.) نوعی پارچه نخی که بیشتر برای آستر لباس از آن استفاده کنند.

      دبیرخانه

      (~. نِ) (اِمر.) بخشی از اداره که وظیفه وارد یا صادر کردن نامه‌ها را دارد.

        دبیرستان

        (دَ رِ) (اِمر.) مدرسه‌ای که دانش – آموزان در آن تحصیل کنند که بالاتر از دبستان و پایین تر از دانشگاه می‌باشد، مدرسه متوسطه.

          دبیقی

          (دَ) (اِ.) پارچه‌ای است از نوع حریر نازک که در مصر می‌بافند.

            دبدبه

            (دَ دَ بِ) [ ع. دبدبه ] (اِ.) عظمت، شکوه.

              دبر

              (دُ بُ) [ ع. ] (اِ.) عقب، پشت. ج. ادبار.

                دبران

                (دَ بَ) [ ع. ] (اِ.) ستاره سرخ رنگی از قدر اول واقع در چشم صورت فلکی «گاو» یا «ثور»، دیده گاو، عین الثور.

                  پیمایش به بالا