اسم

دانک

(نَ) [ په. ] (اِ.)
۱- هر نوع دانه.
۲- آشی که با گندم و جو و ماش و عدس و مانند آنها پزند.

    دانگ

    (نْ) [ په. ] (اِ.) بخش، بهره، حصه، قسمی از چیزی، یک ششم چیزی.

      دانگانه

      (نِ) (اِمر.)
      ۱- پولی که در یک گردش دسته جمعی از افراد گروه گرفته می‌شود.
      ۲- چیزی که یک ششم دانگ بیارزد.

        دامیه

        (یَ یا یِ) [ ع. دامیه ] (اِ.) سرشکستگی که از وی خون آید، زخم خون افشان.

          دان

          (اِ.)
          ۱- دانه.
          ۲- بذر گیاه. ؛ ~ پاشیدن کنایه از: تطمیع کردن و به جانب خود آوردن.

            پیمایش به بالا