اسم

خشکار

(خُ) (اِمر.) = خشگار:
۱- آردی که سبوس نگرفته باشند.
۲- نانی که از آرد مذکور گیرند.
۳- نوعی شیرینی که از آرد مذکور سازند و در ولایات شمالی در شهرهای ساحلی بحر خزر مصرف کنند.

    خشکسار

    (خُ) (اِمر.) سرزمینی که از آب بی بهره‌است، زمین بی آب و گیاه ؛ خشک – زار، خشک سر.

      خشکنان

      (~.) (اِمر.)
      ۱- نانی که با آرد و روغن و شکر پزند.
      ۲- نانی که بدون خورش بخورند.

        خشکه

        (خُ کِ) (اِ.)
        ۱- هرچیز خشک.
        ۲- آردی که سبوس آن را نگرفته باشند.
        ۳- فولاد.
        ۴- پلوی بدون روغن.
        ۵- بهای چیزی به نقد.

          خشخاش

          (خَ)(اِ.)گیاهی است از تیره کوکناریان دارای ساقه باریک و برگ‌های طویل و درشت. میوه خشخاش به شکل حقه‌است که با تیغ زدن آن شیره‌ای سفید بیرون دهد که پس از خشک شدن به رنگ قهوه‌ای درآید و همان است که آن را تریاک گویند.

            پیمایش به بالا