خستر
(خَ تَ) (اِ.) نک خرفستر.
(خَ تِ)
۱- (ص مف.) مجروح، آزرده.
۲- فرسوده رنجدیده.
۳- (اِ.) زمینی که از بسیاری آمد و شد خاک آن کوفته و نرم شده باشد.
(خُ رَ)
۱- (ص نسب.) شاهانه.
۲- (اِ.) نوعی سرود به نثر مسجع که گویند باربد در مجلس خسروپرویز میخواند.
۳- دینار شاهانه.
(خَ سَ) (اِمصغ.)
۱- خار کوچک.
۲- خس، خار.
۳- خار سه پهلو.
۴- خار فلزی سه گوش که در زمان جنگ سر راه دشمن ریزند.