اسم

خزر

(خَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تنگی چشم.
۲- با گوشه چشم نگریستن.

    خروهه

    (خُ هَ یا هِ) (اِ.) = خروسه. خروسک: جانوری است که صیادان کنار دام بندند تا جانوران دیگر فریب خورده در دام افتند؛ پایدام، ملواح.

      خرویله

      (خَ لِ) (اِ.)
      ۱- بانگ و فریاد بلند.
      ۲- صدای گریه بلند.

        خریر

        (خَ رِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- صدای آب و وزش باد.
        ۲- جای پست.
        ۳- خِرخِر، صدایی که از گلوی شخص خوابیده برآید.

          پیمایش به بالا