(تِ) (اِمف.) ۱- پیدا کرده. ۲- شناخته. ۳- به دست آورده.
[ ع. ] (اِ.) محل التقای استخوان مقدم سر به استخوان مؤخر سر، جان دانه.
[ ع. ] (اِ.) از سنگهای معدنی گران بها به رنگهای سرخ، زرد، کبود.
(ز) (اِمص.) ۱- خمیازه. ۲- کشش، لرزه.
(اِ.) درختچهای زینتی از تیره زیتونیان با گلهای معطر و سفید.
[ تر – مغ. ] (اِ.) ۱- فرمان و حکم پادشاهی. ۲- قانون و مجازات مغولی.
(مِ) (اِ.) مالیاتی غیر از مالیات معروف به قلان و قبچور که از عشایر و کشاورزان وصول میشد.
(س) (اِ.) یاسچ. یاسیج تیر پیکان دار.
(س یا سَ) (اِ.) نک یاسمین.
(سَ) (اِ.)= یاسمن: گلی است خوشبو به رنگ زرد، سفید یا کبود.