اسم

حرارت

(حَ رَ) [ ع. حراره ] (اِ.)
۱- گرما، گرمی.
۲- تندی، تیزی.

    حدی

    (حُ) [ ع. حداء ] (اِ.) سرود و آوازی که ساربانان عرب خوانند تا شتران تیزتر روند.

      حدیث

      (حَ) [ ع. ]
      ۱- (ص.) تازه، جدید.
      ۲- (اِ.) خبر.
      ۳- خبری که از رسول (ص) و ائمه نقل کنند. ج. احادیث.

        حد

        (حَ دّ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- حایل میان دو چیز.
        ۲- انتها، کرانه.
        ۳- تیزی.
        ۴- اندازه.
        ۵- کیفر و مجازات شرعی.

          حداء

          (حُ یا حِ) [ ع. ] (اِ.) سرود و آوازی که ساربانان هنگام راندن شتر می‌خوانند.

            حداثت

            (حَ ثَ) [ ع. حداثه ]
            ۱- (مص ل.) نو شدن، تازه گردیدن.
            ۲- (اِمص.) نوی، تازگی.
            ۳- نوخاستگی، نوجوانی.
            ۴- (اِ.) ابتدای هرچیز، اول هر امر.

              حدایق

              (حَ یِ) [ ع. حدائق ] (اِ.) جِ حدیقه ؛ باغ‌ها.

                حدبه

                (حَ یا حُ دَ بَ) [ ع. حدبه ] (اِمص.)
                ۱- گوژپشتی.
                ۲- برآمدگی (در زمین و مانند آن).

                  پیمایش به بالا