اسم

چونه

(نِ) (اِ.)
۱- واحدی برای خمیر آرد گندم یا جو بدان مقدار که یک قرص نان سازد.
۲- گلوله از هر نوع خمیر.

    چوبک

    (بَ) (اِ.)
    ۱- گیاهی دارای گل‌های مجتمع با برگ‌های خاردار و ریشه ضخیم. ریشه این گیاه را پس از خشک کردن می‌کوبند و نرم می‌کنند و در شستن لباس به کار می‌برند.
    ۲- چوب کوتاه و باریکی که بعضی از سازهای کوبه‌ای مانند طبل را با آن می‌نوازند.
    ۳- نام تخته و چوبی که مهتر پاسبانان شب‌ها در دست می‌گرفت و آن چوب را ب ر تخته می‌کوفت تا از صدای آن پاسبانان بیدار شوند.

      چوبکین

      (~.) (اِمر.) افزاری چوبین یا آهنین که بدان پنبه دانه را از پنبه جدا کنند.

        چوچوله

        (لِ) (اِ.) زایده‌ای که در مهبل پستانداران ماده وجوددارد و ازنظر تحریک – پذیری و چگونگی جریان خون درآن مشابه آلت تناسلی نر است.

          چوچونچه

          (چِ) (اِ.) نوعی پارچه لطیف سفید – رنگ که از آن نوعی لباس تابستان ی می‌دوزند.

            چوب بست

            (بَ) (اِمر.) مجموعه قطعات چوبی یا آهنی که عمودی و افقی به هم متصل سازند و در کنار دیوار نصب کنند و عمله و بنا روی آن کار کنند، داربست.

              چوب پنبه

              (پَ بِ) (اِمر.) نوعی چوب سبک که از پوست درختان مخصوص به اندازه‌های مختلف سازند، و برای بستن سر بطری و مانند آن به کار برند.

                پیمایش به بالا