اسم

چهارشنبه سوری

(~. شَ بِ) (اِمر.) غروب آخرین سه شنبه سال که در آن شب معمولاً هفت بوته آتش درست می‌کنند و به ترتیب از روی آن می‌پرند و می‌گویند: سرخی تو از من زردی من از تو.

    چهارطاق

    (~.) (اِمر.)
    ۱- سقف یا گنبدی که بر روی چهارپایه بنا شده و چهار طرف آن باز باشد.
    ۲- خمیده چهارگوش.

      چهار مضراب

      (~. مِ) [ فا – ع. ] (اِمر.) = چارمضراب: اصطلاحی است در نواختن آهنگ موسیقی، نوعی از آهنگ موسیقی که نوازنده ساز در دستگاه‌های مختلف آواز می‌نوازد تا آوازخوان برای خواندن مهیا شود، گونه‌ای از زدن که زننده خواننده را برای خواندن مهیا سازد.

        چهارآیینه

        (~. نِ) (اِمر.) نوعی جامه جنگ که در قدیم به هنگام جنگ می‌پوشیدند و آن دارای چهار قطعه آهن صیقل داده بود که روی سینه، پشت سر و سر زانوها نصب می‌شد.

          چهاربالش

          (~. لِ) (اِمر.)
          ۱- بالش‌های چهار – گانه، که هنگام بر تخت نشستن پادشاه، پشت سر و زیر پا و دو طرف او می‌گذاشتند.
          ۲- تخت، مسند.
          ۳- چهار عنصر (آب، خاک، آتش و باد).

            چهارپا

            (~.) (اِمر.) = چهارپای. چارپا: هر حیوانی که چهار پا (دو دست و دو پا) دارد و غالباً به اسب و الاغ و قاطر و شتر اطلاق می‌شود.

              چهارپاره

              (~. رِ) (اِمر.) = چاپاره. چارپاره:
              ۱- زنگ‌های کوچکی که رقاصان به هنگام رقص در انگشتان کنند و به تناسب ضرب موسیقی آن را به صدا در آورند.
              ۲- نوعی رقص که در قدیم معمول بوده.
              ۳- نوعی از گلوله‌ای است که در شکار با تفنگ به کار می‌رود و معمولاً شکارهای سنگین را با آن می‌زنند.

                پیمایش به بالا