اسم

چنگ

(~.) [ په. ] (اِ.) یکی از سازهای سیمی که به وسیله انگشتان دست نواخته می‌شود.

    چنگ

    (چَ) (اِ.) پنجه و مجموعه انگشتان انسان و دیگر جانوران.

      چنگ

      (چُ) (اِ.) = چنگیدن: سخن، گفتار.

        چنگ رومی

        (چَ گِ) (اِمر.) شلیاق، یکی از صورت‌های فلکی شمالی ؛ که به صورت چنگی فرض شده‌است. پرنورترین ستاره آن نسر واقع می‌باشد و اثافی و دیگ پایه هم گویند.

          چنگال

          (چَ) (اِ.)
          ۱- پنجه دست انسان یا پرندگان.
          ۲- آلتی فلزی دارای چهار شاخه که هنگام غذا خوردن همراه قاشق به کار می‌رود.

            چنگک

            (چَ گَ) (اِمر.)
            ۱- قلاب (عموماً).
            ۲- میله کوتاه فلزی سرکج که چیزی به آن اضافه کنند.
            ۳- آلتی که بر سر نخ یا ریسمان بندند و بدان ماهی گیرند.
            ۴- قلابی که فیل را بدان رانند، کجک.

              چنته

              (چِ تِ) (اِ.) کیسه‌ای که درویشان و شکارچیان با خود دارند و در آن توشه و لوازم خود را می‌گذارند.

                پیمایش به بالا