اسم

چمچم

(چُ چُ) (اِمر.)
۱- گیوه.
۲- سُم اسب و استر و خر و گاو و مانند آن‌ها.

    چمچه

    (چَ یا چُ یا چِ) (اِ.) کفگیر، قاشق بزرگ.

      چمخال

      (چَ) (اِ.) = شمخال: نوعی تفنگ گلوله‌ای یا ساچمه‌ای سرپر که در قدیم متداول بود.

        چمدان

        (چَ مِ) [ روس. ] (اِمر.) کیف بزرگ چرمی یا برزنتی یا غیره که هنگام سفر لباس‌ها یا لوازم دیگر را در آن نهند.

          چمن

          (چَ مَ) (اِ.) زمین سبز و خرم، مرغزار.

            چم

            (چُ) (اِ.) جانور، حیوان بارکش.

              چمان

              (چَ) (اِ.) پیاله شراب، پیمانه باده.

                چله

                (~.) (اِ.)
                ۱- چهل روز بعد از زایمان.
                ۲- چهل روزی که درویشان در گوشه‌ای نشینند و به عبادت و ریاضت پردازند.
                ۳- چهلمین روز درگذشت کسی.
                ۴- اربعین (اعم از چهل روز یا چهل سال).
                ۵- مدتی معین از فصل زمستان و فصل تابستان. ؛ ~ بزرگ الف – چهل روز از زمستان که آغاز آن مطابق هفتم دی ماه جلالی و پایانش شانزدهم بهمن ماه جلالی است. ب – چهل روز از تابستان که اول آن مطابق است با پنجم تیرماه جلالی و آخر آن یازدهم مرداد ماه جلالی می‌باشد. ؛~ کوچک الف – بیست روز از فصل زمستان که آغاز آن از هفدهم بهمن ماه جلالی شروع می‌شود و در پنجم اسفند ماه پایان می‌یابد. ب – بیست روز تابستان که آغاز آن دوازدهم مردادماه و آخر آن روز اول شهریور ماه می‌باشد.

                  چله

                  (~.) [ تر. ] (اِ.) زه کمان، وتر.

                    پیمایش به بالا