چربو
(چَ) (اِمر.) چربی.
(چُ کِ) [ روس. ] (اِ.) = چتکه: ابزاری است برای محاسبه و آن چهارچوبی است دارای تعدادی میله که هر میله خود دارای تعدادی مهرهاست که به وسیله آن عمل جمع و تفریق را انجام میدهند. البته این نوع روش حساب در قدیم بیشتر مرسوم بود.
(~.) (اِ.)
۱- هر وسیله مدور که حرکت دورانی داشته باشد و حول محور خود بچرخد مانند چرخ دوچرخه یا چرخ اتومبیل.
۲- هر دستگاهی که با گردش دور محوری کار کند مثل چرخ دولاب، چرخ عصاری. ؛~ خیاطی دستگاه مخصوص دوخت پارچه و همانند آن. ؛~ گوشت دستگاه مخصوص خُرد کردن گوشت.
۳- گرد کسی یا چیزی گردیدن.
(چَ. سَ) (اِمر.) پرندهای است کوچک مانند گنجشک که به رنگهای آبی، خاکستری، زرد و سیاه وجود دارد.
(~ ~.) [ فا – ع. ] (اِمر.) نوعی اسباب تفریحی کودکان که عبارت از دستگاه گردندهای است که بر آن صندلیهایی ساخته شده که در آن مینشینند و در هوا دور محوری میچرخند.