اسم

جوهرفرد

(~ فَ) (اِ.) کوچکترین بخش هر جسم که دیگر قابل تجزیه نباشد.

    جویبار

    (اِمر.)
    ۱- کنار جوی.
    ۲- جوی بزرگی که از جوی‌های کوچک تشکیل شده باشد.

      جیب

      (جَ یا جِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- گریبان، یخه. ج. جیوب.
      ۲- سینه، دل.

        جیپ

        [ انگ. ] (اِ.) نوعی اتومبیل محکم و سبک که برای گذشتن از جاده‌های ناهموار ساخته شده‌است.

          جوگی

          [ هن د. ] (اِ.) یوگی، مرتاض هندی.

            جولاه

            (جُ)
            ۱- (ص.) بافنده، نساج.
            ۲- (اِ.) عنکبوت.

              جولخ

              (جو یا جُ لَ) [ معر. ] (اِ.)
              ۱- نوعی پارچه پشمین خشن که از آن خ و رجین و جوال درست کنند.
              ۲- جامه پشمین که درویشان و قلندران پوشند.

                پیمایش به بالا