اسم

جز

(جِ) (اِ.)
۱- صدایی که از تماس آب با آتش یا فلز گداخته برخیزد.
۲- صدای تف دادن چیزی در روغن.

    جزء

    (جُ) [ ع. ] (اِ.) بخشی از چیزی، پاره‌ای از شی ء مق کل. ج. اجزاء.

      جزء

      (جُ) [ ع. ] (اِ.) بخشی از چیزی، پاره‌ای از شی ء. ج. اجزاء.

        جزا

        (جَ) [ ع. جزاء ]
        ۱- (مص م.) مکافات.
        ۲- (اِمص.) پاداش.
        ۳- (اِ.) کیفر.

          جزالت

          (جَ لَ) [ ع. جزاله ]
          ۱- (ص.) استوار بودن.
          ۲- (اِمص.) استواری، محکم بودن الفاظ.

            جزایر

            (جَ یِ) [ ع. جزائر ] (اِ.) جِ جزیره ؛ آبخست‌ها، جزیره‌ها.

              جزدر

              (جَ دَ) (اِ.) = جزدره: دنبه برشته کرده.

                جزر

                (جَ زَ) [ معر. ] (اِ.) گزر، هویج.

                  جرواسک

                  (جَ سَ) (اِ.) = جیرجیرک. چَزد: حشره‌ای شبیه ملخ اما کوچکتر از آن که صدای بلندی دارد، در اواخر خرداد و اوایل تیر شروع به خواندن می‌کند.

                    پیمایش به بالا