اسم

جرس

(جَ) (اِ.)
۱- (مص ل.) سخن گفتن.
۲- نغمه سرودن.
۳- (اِ.) آواز نرم

    جرس

    (جَ رَ) [ ع. ] (اِ.) زنگ، درای.

      جرشفت

      (جَ شَ) (اِ.) هجو، شعری که در هجو کسی بگویند.

        جرعه

        (جُ عَ) [ ع. جرعه ]
        ۱- (مص ل.) کم کم نوشیدن.
        ۲- (اِ.) آن مقدار از آب یا هر چیز مانند آن که یک بار بیآشامند.

          جرعه ریز

          (~.) [ ع – فا. ]
          ۱- (ص فا.) آن که جرعه (شراب و مانند آن) ریزد.
          ۲- (اِمر.) جامی باشد ناوچه دار و آن دو قسم است: بزرگ و کوچک. با بزرگ آن زنان در حمام آب بر سر ریزند و با کوچک آن دارو و شربت و غیره در گلوی اطفال کنند.

            جرقه

            (جِ رَ قِّ) (اِ.)
            ۱- ریزه آتش که از زغال یا هیزم در حالِ سوختن به هوا بجهد.
            ۲- برق آنی و کوچک که از اتصال ناگهانی دو سیم برق بوجود می‌آید.

              جرگه

              (جَ گِ) (اِ.)
              ۱- گروه، دسته، عده‌ای از مردم.
              ۲- نوعی شکار که در آن صید را سواره و پیاده در میان گرفته، صید کنند.

                جرم

                (جِ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- جسم.
                ۲- رنگ.
                ۳- هر یک از اجرام آسمانی.

                  پیمایش به بالا