اسم

جذام

(جُ) [ ع. ] (اِ.) خوره، آکله ؛ نوعی بیماری عفونی و مزمن که ایجاد زخم و جراحت کرده و در بعضی اعضای بدن با ایجاد بی حسی، موجب فساد آن عضو می‌شود.

    جذر

    (جَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بن، ریشه، اصل.
    ۲- در ریاضی عددی که در نفس خود ضرب شود. ؛ ~ اَصَم عددی که وقتی جذر آن را بگیریم، عددِ تقریبی بدست می‌آید نه کامل.

      جدد

      (جَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- راه راست.
      ۲- زمین رست.
      ۳- هامون، زمین هموار درشت.

        جدر

        (جَ) [ ع. ] (اِ.) دیوار. ج. جدار.

          جدری

          (جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) آبله، نوعی آبله که بر پاهای کودکان پدید آید، چیچک.

            جدکاره

            (جُ رِ یا رَ) (اِمر.) رأی‌های مختلف، تدبیرهای گوناگون، روش‌های متعدد.

              جدل

              (جَ دَ) [ ع. ] (اِمص.)
              ۱- ستیزه، کشمکش.
              ۲- بحث و گفتگو.

                جده

                (ج دِّ) [ ع. ] (اِ.) مادربزرگ.

                  جدول

                  (جَ وَ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- نهر کوچک.
                  ۲- جوی آب.
                  ۳- لبه جوی آب.۴ – مربعی شطرنجی که بر خانه‌های آن حرف یا عدد نویسند. ؛ ~ ضرب جدولی که در آن حاصل ضرب اعداد را می‌نویسند. ؛ ~ ِ کلمات متقاطع جدولی که برای سرگرمی طررح ریزی می‌شود و باید خانه‌های آن را با کلمات مربوط به پاسخ سوالات مطرح شده تکمیل کرد.
                  ۵- طرح، نقشه.
                  ۶- نمودار.

                    پیمایش به بالا