اسم

جحیم

(جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- (اِ.) جهنم، دوزخ.
۲- جای بسیار گرم.

    جخت

    (~.) (اِ.) عطسه دوم، متضاد صبر، که آن را به فال نیک می‌گیرند.

      جخش

      (جَ) (اِ.) = جخج: نوعی تورم در گلو که درد ندارد.

        جد

        (جَ دّ) [ ع. ] (اِ.) پدربزرگ، نیا. ج. اجداد.

          جد

          (~.) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- بهره، نصیب.
          ۲- کنار رود.
          ۳- بخت.

            جدال

            (جِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) نبرد کردن.
            ۲- (اِمص.) دشمن.
            ۳- (اِ.) جنگ، ستیز.

              جبهه

              (~.) [ ع. ] (اِ.) پیشانی صورت فلکی شیر، و آن منزل دهم از منازل قمر است.

                جبهه

                (جَ هَ یا جِ هِ) [ ع. جبهه ] (اِ.)
                ۱- پیشانی، جبین.
                ۲- بخش جلوی محل جنگ.
                ۳- گروه متحدی از احزاب یا سازمان‌های گوناگون که در جهت اهداف سیاسی مشترکی فعالیت می‌کنند: جبهه آزادی بخش فلسطین.
                ۴- محل برخورد یا منطقه مرزی دو توده هوای متفاوت یا دارای اختلاف دمای زیاد.
                ۵- دسته، گروه، مردم.
                ۶- رییس قوم.

                  جبال

                  (جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جبل ؛ کوه‌ها.

                    پیمایش به بالا