جادی
[ ع. ] (اِ.) زعفران.
(رّ) [ ع. ] (اِفا.) جر دهنده، حرفی که مدخول خود را جر دهد. مدخول را مجرور گویند و مجموع را جار و مجرور.
(رِ حِ یا حَ) [ ع. جارحه ]
۱- (اِفا.) مؤنث جارح. جراحت کننده.
۲- (اِ.) اسب ماده ؛ ج. جوارح.
۳- اندام آدمی، دست و اعضای دیگر.
۴- جانور شکاری از مرغ (شکره) و سگ و دد؛ ج. جوارح.