اسم

جا

[ په. ] (اِ.)
۱- مکان، موضع.
۲- رختخواب، بستر.
۳- منزل، مأوا.
۴- ظرف، بشقاب.
۵- قدر، منزلت. ؛از ~ دررفتن کنایه از: عصبانی شدن، خشمگین شدن. ؛~ تر است و بچه نیست کنایه از: فرد مورد نظر دررفته، آن شی ء از میان رفته.

    ثوالث

    (ثُ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثالث. یک شصتم ثانیه.

      ثوانی

      (ثَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثانیه. ؛ ~ نجوم هر چه به زیر فلک قمر پیدا آید از چیزهای نورانی جز برق و صاعقه و از آن جمله‌است: انسی، جابیه، حربه، ذوذنب، ذوذؤابه، شهب، طیفور، عمود، فارس ، قصعی، عصباحی، نیازک و روی ؛ و از آن روز آن‌ها را ثوانی نجوم گویند که در دلایل و احکام در مرتبه ثانی اند، و احکام و دلایل اولیه نجوم را باشد.

        ثور

        (ثُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- گاو نر.
        ۲- نام یکی از صورت‌های فلکی و دومین برج از بروج دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود در اردیبهشت ماه در این برج دیده می‌شود.

          ثورت

          (ثُ رَ) [ ع. ثوره ] (اِمص.)
          ۱- هیجان.
          ۲- شورش، غوغا.
          ۳- انبوهی مال و مردم.
          ۴- کین، کینه.

            ثمر

            (ثَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- میوه، بار.
            ۲- حاصل، نتیجه.

              ثمره

              (ثَ مَ ر ِ) [ ع. ثمره ] (اِ.) واحد ثمر.
              ۱- یک دانه میوه.
              ۲- نتیجه، حاصل.
              ۳- نسل، فرزند.

                ثمن

                (ثَ مَ) [ ع. ] (اِ.) بها، نرخ. ج. اثمان.

                  پیمایش به بالا