ثالوث
[ ع. ] (اِ.) آن چه مرکب از سه باشد. ؛~ اقدس اب. ابن. روح القدس (در آیین نصاری).
[ ع. ]
۱- (اِمص.) گمراهی، سرگردانی.
۲- خودپسندی.
۳- (اِ.) بیابان بی آب و علف که در آن سرگردان شوند.
(تِ) [ په. ] (اِ.) پرندهای است مانند کبک که کمی از آن کوچکتر است، ولی گوشتش خوشمزه تر است. رنگ پرهایش خاکستری مایل به زرد و زیر بالهایش سیاه است.
[ انگ. ] (اِ.) = تیوب: تویی لاستیک چرخ اتومبیل. ؛~لس نوعی تایر بدون تیوپ که خودِ آن از هوا پر میشود.
(تُ یُ) [ تر. ] (اِ.) واگذاری زمین و ملک به کسی از طرف پادشاه که آن شخص از طریق مالیات آن ملک برای خود درآمدی فراهم میآورد.
(تَ) [ فر. ] (اِ.) = تیاتر. تآتر:
۱- اجرای زنده نمایشنامه.
۲- ساختمان یا تالاری که در آن نمایش اجرا شود، نمایش سرا. (فره).
(تِ ئُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- علم نظری، فرضیه.
۲- مجموعه معلومات که بعضی امور و حوادث را تشریح میکند، نظریه (فره).
(تِ ئُ یَ) [ فر. ] (اِ.) کسی که درباره مسائل اجتماعی یا سیاسی یا علمی نظریههای جدید ارائه دهد، نظریه پرداز (فره).